اطفا حریق درمانگاه در خیابان ابوذر

 

پس از پایان ساعت کاری در منزل در حال انجام کارهای مربوط به خانه بودم که ناگهان از طریق بیسیم دستی از حریق درمانگاه در خیابان ابوذر شمالی مطلع شدم در ابتدا فکر نمیکردم که مورد خاصی باشد اما پس از رسیدن خودرو اول به محل حریق و اعلام وضعیت توسط آن از شدت زیاد حادثه مطلع شدم و با پوشیدن لباس عملیاتی به طرف محل حادثه حرکت کردم از ایستگاه ما دو خودرو به محل اعزام شده بود ؛ وقتی به محل رسیدم با بررسی وضعیت دریافتم که همکارانم در لحظات اولیه اقدام به تخلیه اضطراری افراد و بیماران نموده بودند و عملیات اطفاء نیز به طور همزمان شروع شده بود که من هم برای کمک به همکارانم از طریق نردبانی که قبلال مستقر شده بود وارد طبقه بالا از طریق پنجره شدم و به همکارانی که نزدیک به کانون حریق در حال اطفاء بودند رسیدم و از آنها خواستم که برای استراحت به بیرون ساختمان بروند و من به اتفاق دیگر همکارانم عملیات اطفاء را ادامه دادیم  و به این ترتیب در نزدیکی حریق که مواد شیمیایی و اسیدی خاص مربوط به بیمارستان بود شروع به عملیات اطفاء نمودم تا اینکه حرارت و دود موجود به حدی رسید که حتی با وجود دستگاه ست تنفسی و تجهیزات کامل امکان ماندن در محل وجود نداشت ؛ به همین دلیل برای تخلیه بیشتر دود و حرارت به سمت پنجره های موجود در نقطه ای که حریق نبود حرکت کردم و با باز نمودن آنها به تخلیه دود سرعت بیشتری  بخشیدیم ولی حجم دود انقدر زیاد شد که دیگر قدرت دید به صفر رسیده بود و محل خروج را گم کرده بودیم در این لحظه هر گونه احتمال حادثه ای وجود داشت و با توجه به آموزشهایی که دیده بودم شروع کردم به جستجو برای یافتن راه خروج از محل ، ولی بدلیل وسعت محل  پیدا کردن راه خروج به طول انجامید تا جائیکه ست تنفسی در حال تمام شدن بود ، و هنوز محل خروج را پیدا نکرده بودم که این باعث شده بود استرس هم زیاد شود این خود عامل افزایش تعداد تنفس و مصرف بیشتر اکسیژن و تخلیه سریعتر کپسول تنفس شد در این لحظه بود که دیگر به هیچ چیز جز خدا امید نداشتم و چون دستگاه تنفس تمام شده بود امید من هم برای از محیط به صفر رسیده بود تا اینکه در یک لحظه یک نور بسیار ضعیف از دور مشاهده کردم به طرف آن رفتم که خوشبختانه یک پنجره جهت خروج پیدا شد و من از آن خارج شدم و سریعاً به خودروی اورژانس که در محل قرار داشت انتقال داه شدم و بمدت زیادی به جهت کمبود اکسیژن در زیر دستگاه تنفس قرار گرفتم تا سطح اکسیژن خون به حد نرمال برسد من و همکارانم وقتی که از منزل بیرون میرویم جهت کار، رفتنمان با خودمان است و برگشتنمان با خداست.

 

خاطره آقای ابوذر فدایی مسئول ایستگاه شماره یک میدان قرنی

 

ارتباط با مدیر عامل

مدیر عامل سازمان آتش نشانی
مهندس علی عسکری

ورود کاربران

حاضرین در سایت

ما 37 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

Go to top